السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

333

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

چنان كه خواهد آمد « 1 » - همان‌طور كه به‌زودى خواهد آمد - معانى منتزع از مقام فعل هستند ، نه از مقام ذات . آرى ، وجود اين نسب و اضافات ، ارتباطى واقعى به واجب تعالى دارد . و به همين دليل صفاتى كه از اين نسبت‌ها مأخوذ مىشوند واجب به وجوب ذات اويند . پس اين‌كه ، ذات اقدس او به گونه‌اى است كه خلق مىكند ورزق مىبخشد و غير اينها ، صفات ذاتى واجب محسوب مىشود و مرجع اين صفات به اضافهء اشراقيه است . تفصيل سخن به‌زودى خواهد آمد ، « 2 » إن‌شاء اللَّه . شرح صحيح است كه نسبت‌هايى كه بين واجب و افعال او مانند خلق و رزق و احيا و اماته وجود دارد ، حادثند . و نيز صحيح است كه صفاتى كه مانند خالق و رازق و مُحيى و مُميت كه از اين نسبت‌ها انتزاع مىشوند اينها هم حادث و ممكنند . و واجب الوجود بالذات به صفاتى كه متأخر از ذات او بوده به طور حقيقى و واقعى متصف نمىگردد ، و اگر متصف گردد بالعرض و المجاز خواهد بود ، لكن اصل وحقيقتى كه اين نسبت‌ها از آن سرچشمه مىگيرند در ذات واجب الوجود متقرر وثابت است . همان‌طور كه واجب الوجود به وجود بسيط خود واجد كمال تمام موجودات است واجد اصل و حقيقت وجود اين نسبت‌هاى حادث و ممكن به نحو بسيط و اعلى نيز هست . به عبارت ديگر اصل وحقيقت اين نسبت‌هاى حادث در ذات واجب به نحو اعلى و اشرف موجود است . و به تعبير مؤلف حكيم رحمه الله فكونه بحيث يخلق ويزرق . يعنى ذات به خودى خود اقتضاى خلق كردن و رزق بخشيدن و غير ذلك را دارد . و همان‌طور كه نسبت‌هاى حادث ملاك انتزاع صفت‌هاى حادثند ، اصل و حقيقت

--> ( 1 ) . ر . ك : فصل نهم و دهم از مرحلهء دوازدهم ( 2 ) . ر . ك : همان